۱-۴- جنس مرزه:۵
۱-۴-۱- گونه‌هاي موجود در ايران:۶
۱-۴-۲- مرزه خوزستاني:۶
۱-۴-۳- مرزه رشينگري:۷
۱-۴-۴- مواد موثره جنس مرزه:۵
۱-۴-۵- خواص دارويي جنس مرزه:۶
۱-۵- طبقه بندي گياهان دارويي:۸
۱-۵-۱- طبقه بندي براساس ماده موثره:۹
۱-۵-۱-۱- آلکالوئيدها:۱۰
۱-۵-۱-۲- گليگوزيدها:۱۱
۱-۵-۱-۳- روغن‌هاي فرار(اسانس‌ها):۱۲
۱-۵-۱-۴- مواد تلخ:۱۴
۱-۵-۱-۵- فلاون‌ها و فلاونوئيدها:۱۴
۱-۵-۱-۶-موسيلاژ:۱۵
۱-۵-۱-۷- ساپونين‌ها:۱۵
۱-۵-۱-۸- اسيد سيليسيک:۱۶
۱-۵-۱-۹- تانن‌ها:۱۶
۱-۵-۲- عملکرد و نقش متابوليت‌هاي ثانويه:۱۷
۱-۶- معرفي برخي از باکتري‌هاي بيماري‌زاي انساني:۱۸
۱-۶-۱- Escherichia coli :18
1-6-2- Staphylococcus aureus :19
1-6-3- Staphylococcus epidermidis :19
1-6-4- Bacillus cereus :19
1-6-5- Candida albicans :20

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل دوم: مروري بر پژوهش‌ها
۲-۱- مروري بر پژوهش‌هاي انجام شده روي مواد موثره گونه‌هاي مختلف مرزه:۲۱
۲-۲- مروري بر پژوهش‌هاي انجام شده روي خاصيت ضدميکروبي گونه‎هاي مختلف مرزه:۲۲
فصل سوم: مواد و روش‌ها
۱-۳- مواد گياهي:۲۷

۳-۲- استخراج اسانس گياه مرزه خوزستاني و مرزه رشينگري:۲۷
۳-۳- آناليز ترکيبات اسانس گياه مرزه خوزستاني و مرزه رشينگري با استفاده از دستگاهGC/MS:27
3-4- خالص سازي ميکروب‌هاو نگهداري آن‌ها:۲۹
۳-۵- اسامي ميکروارگانيزم‌هاي مورد آزمايش:۲۹
۳-۶- تعيين قطر هاله عدم رشد براي مقادير حداقل غلظت بازدارندگي و حداقل غلظت کشندگي ميکروارگانيزم‌ها :۳۰
۳-۷- تعيين حداقل غلظت بازدارندگي و حداقل غلظت کشندگي ميکروارگانيزم‌ها به روش ميکروبراث دايلويشن:۳۲
۳-۸- تجزيه و تحليل آماري:۳۲
فصل چهارم: آناليز و نتايج
۴-۱- ترکيبات تشکيل دهنده اسانس گياه مرزه خوزستاني:۳۴
۴-۲- ترکيبات تشکيل دهنده اسانس گياه مرزه رشينگري:۳۷
۴-۳- فعاليت ضدميکروبي اسانس گياه مرزه خوزستاني:۴۰
۴-۴- مقايسه ميکروارگانيزم‌هابر مبناي قطرهاله عدم رشد تحت تاثير اسانس گياه مرزه خوزستاني:۴۰
۴-۵- تجزيه واريانس‌آخرين غلظت اسانس گياه مرزه خوزستاني در روش ميکروبراث دايلويشن:۴۳
۴-۶- حداقل غلظت بازدارندگي(MIC ) و حداقل غلظت کشندگي باکتري(MBC ) اسانس گياه مرزه خوزستاني در روش ميکروبراث‌دايلويشن:۴۳
۴-۷- فعاليت ضدميکروبي اسانس گياه مرزه رشينگري:۴۴
۴-۸- مقايسه ميکروارگانيزم‌هابر مبناي قطرهاله عدم رشد تحت تاثير اسانس گياه مرزه رشينگري:۴۵
۴-۹- تجزيه واريانس ‌آخرين غلظت اسانس گياه مرزه رشينگري در روش ميکروبراث‌دايلويشن:۴۸
۴-۱۰- حداقل غلظت بازدارندگي(MIC ) و حداقل غلظت کشندگي باکتري(MBC ) اسانس گياه مرزه رشينگري در روش ميکروبراث‌دايلويشن:۴۸
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
۵-۱- ترکيبات تشکيل دهنده اسانس گياه مرزه خوزستاني و مرزه رشينگري:۵۰
۵-۲- خاصيت ضدميکروبي اسانس گياه مرزه خوزستاني و مرزه رشينگري:۵۵
نتيجه‌گيري: ۶۰
پيشنهادات: ۶۰
منابع: ۸۸

فهرست شکل‌ها
عنوان شماره صفحه
فصل سوم:
۳-۱- گياه دارويي مرزه خوزستاني:۲۸
۳-۲- گياه دارويي مرزه رشينگري:۲۸
۳-۳- دستگاه کروماتوگرافي گازي متصل به طيف سنج جرمي مورد استفاده در آزمايش:۳۱
۳-۴- دستگاه اسپکتروفتومتر مورد استفاده در آزمايش:۳۱
۳-۵- نمونه اي از قطر هاله عدم رشد براي مقدار MIC اسانس گياه مرزه خوزستاني روي باکتري Escherichia coli مورد پژوهش:۳۳
۳-۶- حداقل غلظت بازدارندگي رشد اسانس گياه مرزه خوزستاني و مرزه رشينگري روي باکتري Staphylococcus aureus: 33
فصل چهارم:

۴-۱- کروماتوگرام ترکيبات تشکيل دهنده اسانس گياه مرزه خوزستاني مورد آزمايش:۳۴
۴-۲- کروماتوگرام ترکيبات تشکيل دهنده اسانس گياه مرزه رشينگري مورد آزمايش:۳۷
فصل پنجم:
۵-۱- ديواره‌ي سلولي باکتري‌هاي گرم مثبت و گرم منفي:۵۷
فهرست نمودار‌ها
عنوان شماره صفحه
فصل چهارم:
۴-۱- مقايسه ميکروارگانيزم ها بر مبناي قطرهاله عدم رشد تحت تاثير اسانس گياه مرزه خوزستاني: ۴۱
۴-۲- مقايسه ميکروارگانيزم ها بر مبناي قطرهاله عدم رشد تحت تاثير اسانس گياه مرزه رشينگري:۴۶

فهرست جدول‌ها
عنوان شماره صفحه
فصل سوم:
۳-۱- اسامي ميکروارگانيزم‌هاي مورد آزمايش: ۲۹
فصل چهارم:
۴-۱- ترکيبات تشکيل دهنده اسانس گياه مرزه خوزستاني:۳۵
۴-۲- ترکيبات تشکيل دهنده اسانس گياه مرزه رشينگري:۳۸
۴-۳- تجزيه واريانس قطر هاله عدم رشد اسانس گياه مرزه خوزستاني:۴۰
۴-۴- مقايسه اثر متقابل نوع ميکروارگانيزم‌ و غلظت اسانس گياه مرزه خوزستاني بر قطرهاله عدم رشد: ۴۲
۴-۵- تجزيه واريانس آخرين غلظت اسانس گياه مرزه خوزستاني:۴۳
۴-۶- مقايسه ميکروارگانيزم‌ها از نظر حداقل غلظت بازدارندگي(MIC) و حداقل غلظت‌کشندگي باکتري(MBC) اسانس گياه مرزه خوزستاني به روش ميکرو براث دايلويشن:۴۴
۴-۷- تجزيه واريانس قطر هاله عدم رشد اسانس گياه مرزه رشينگري:۴۴
۴-۸- مقايسه اثر متقابل نوع ميکروارگانيزم و غلظت اسانس گياه مرزه رشينگري بر قطرهاله عدم رشد:۴۷
۴-۹- تجزيه واريانس آخرين غلظت اسانس گياه مرزه رشينگري:۴۸
۴-۱۰- مقايسه ميکروارگانيزم‌ها از نظر حداقل غلظت بازدارندگي(MIC) و حداقل غلظت‌کشندگي باکتري(MBC) اسانس گياه مرزه رشينگري به روش ميکروبراث دايلويشن: ……………………………………………………………………………………………………………………۴۹
چکيده:
اين پژوهش به منظور استخراج، شناسايي ترکيبات تشکيل دهنده و خاصيت ضدميکروبي اسانس دو گونه مرزه‌ خوزستاني و مرزه ‌رشينگري انجام گرفت. اسانس‌گيري به روش تقطير با آب توسط کلونجر انجام گرفت،آناليز اسانس‌ها توسط دستگاه کاروماتوگراف گازي متصل به طيف سنج جرمي(GC/MS) مورد بررسي قرار گرفت. چهل و چهار ترکيب در اسانس مرزه خوزستاني شناسايي شده که در مجموع ۹۸/۹۹% اسانس را به خود اختصاص داد که عمده‌ترين ترکيبات شناسايي شده، کارواکرول(۱۶/۹۲%) است و چهل و شش ترکيب در اسانس مرزه رشينگري شناسايي شد که در مجموع ۹۷/۹۹% اسانس را به خود اختصاص داد که عمده‌ترين ترکيبات شناسايي شده کارواکرول(۱۱/۸۹%) است. به منظور بررسي خواص ضدميکروبي اسانس مرزه ‌خوزستاني و مرزه ‌رشينگري بر عليه باکتري گرم منفي Escherichia coli و مخمر Candida albicans و باکتري‌هاي‌گرم مثبت Staphylococcus aureus ،Bacillus cereus ،Staphylococcus epidermidis آزمايشي بصورت فاکتوريل در قالب طرح کاملاً تصادفي در ۳ تکرار به دو روش ديسک ديفيوژن و روش ميکروبراث دايلويشن انجام شد. نتايج نشان داد که اسانس گياه مرزه خوزستاني روي مخمر کنديدا آلبيکنس و سپس باکتري باسيلوس سرئوس و همچنين اسانس مرزه ‌رشينگري روي باکتري باسيلوس سرئوس و سپس مخمر کنديدا آلبيکنس داراي بيشترين تاثير و روي باکتري استافيلوکوکوس اپيدرميديس و باکتري گرم منفي اشرشيا کلاي داراي کمترين تاثير است‌که نشان دهنده تاثير بيشتر اسانس مرزه خوزستاني و مرزه رشينگري روي باکتري‌هاي گرم مثبت و مخمر به نسبت باکتري‌ گرم منفي است.
واژه‌هاي‌کليدي: اسانس، مرزه‌خوزستاني، مرزه‌رشينگري، خاصيت ضدميکروبي، روش ديسک ديفيوژن، روش ميکروبراث دايلويشن.
فصل اول:
کليات
۱- مقدمه:
گياهان دارويي رستني‌هايي با تاريخچه جالب توجه و ممتاز هستند(اميدبيگي، ۱۳۸۴)، قدمت شناخت خواص دارويي گياهان، شايد بيرون از حافظه تاريخ باشد. يکي از دلايل مهم اين قدمت، حضور باورهاي ريشه‌دار مردم سرزمين‌هاي مختلف درخصوص استفاده از گياهان دارويي است(اميدبيگي، ۱۳۹۲). امروزه جايگاه گياهان دارويي در سلامت جامعه به طور عام و ارزش گياهان دارويي و معطر به طور خاص برکسي پوشيده نيست(باباخانلو و همکاران، ۱۳۷۷). توجه به گياهان دارويي، بخش عمده‌اي از طب سنتي ايران را تشکيل مي‌دهد و ارائه اطلاعات درست و علمي درباره پرورش، نگهداري و استفاده از آن‌ها بر پايه يافته‌هاي جديد، روزبه‌روز اهميت ويژه‌اي مي‌يابد(فلوک، ۱۳۸۴).
گياهان دارويي به عنوان يک منبع جاودانه براي طب مدرن تاکيد مضاعفي مي‌باشند(آخوندزاده، ۱۳۷۹)، که براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني۸۰% از مردم يک هدر کشورهاي توسعه يافته زندگي مي‌کنند کم و بيش براي درمان از گياهان دارويي استفاده مي‌نمايند(مصحفي و همکاران، ۱۳۸۳). جمله گياهان دارويي بسيار حائز اهميت گياهان خانواده نعناع هستند، که تيره نعناعيان۱ يکي از بزرگترين تيره‌هاي گياهي است(زرگري، ۱۳۷۶). هدف از انجام پژوهش حاضر شناسايي درصد و ترکيبات تشکيل دهنده اسانس دو گياه مرزه خوزستاني و مرزه رشينگري و بررسي خواص بيولوژيکي اسانس دو گياه روي باکتري‌ها‌ي Staphylococcus aureus، Staphylococcus epidermidis، Bacillus cereus، Escherichia coli و مخمر candida albicans، به منظور امکان استفاده از اين گياهان درصنايع دارويي مي‌باشد.

۱-۱- تاريخچه گياهان دارويي:
طبق برآوردها در حال حاضر ۷۵۰ هزار گياه گلدار يا دانه‌دار در زمين يافت مي‌شود و تاکنون ۳۰۰ هزار گياه در جهان شناسايي شده‌اند. قاره آمريکا با دارا بودن ۱۳۸ هزار گونه گياهي از جمله منابع غني گياهان در جهان است و اين در حالي است که قاره آسيا داراي ۱۲۳ هزار گونه گياهي است. در بين کشورهاي آسيايي بيش‌ترين تعداد و تنوع گونه‌ها متعلق به کشورهاي چين، اندونزي، هند، برمه، تايلند، مالزي و ايران است. ايران که يکي از هفت کشور آسيايي است، بيش‌ترين گياهان دارويي را دارد و در سه دهه گذشته شاهد روند رو به رشد مردم در زمينه استفاده از اين داروهاي گياهي و احياي طب سنتي هستيم (آيت الهي، ۱۳۸۹). فلور غني ايران حدود بيش از ۸۰۰۰ گونه گياهي را که ۲ برابر فلورکل قاره اروپا است در برمي‌گيرد و به عنوان يک مزيت منحصر به فرد در جهان به شمار مي‌آيد(ميرجليلي، ۱۳۸۲). كشور ايران يکي از معدود وکم نظيرترين کشورهايي است که داراي شرايط آب و هوايي متنوع و خاکي ويژه است كه اين امر خود موجب تنوع رشدگياهان مختلفي چون گياهان دارويي شده است که آن را يک بانک غني ژن مي‌توان دانست(جعفري و همکاران، ۱۳۷۵).

۱-۲- تفاوت بين گياهان دارويي، داروهاي گياهي و شيميايي:
در بين اکثر افراد تفاوتي بين گياهان دارويي و داروهاي گياهي قايل نيستند، درصورتي‌که داروهاي گياهي۲ که به نام مواد موثره۳ نيز ناميده مي‌شوند، داروهايي مي‌باشند که از گياه حاصل شده‌اند و حاوي ترکيبات شيميايي مي‌باشند که به صورت انفرادي يا در ترکيب با هم، در بدن انسان عمل‌کرده و از ايجاد اختلالات جلوگيري مي‌کنند و سبب بازگشت سلامتي مي‌گردند(اريک‌فون‌ويک و وينک، ۱۳۸۷). تفاوت بين گياهان دارويي و داروهاي گياهي با داروهاي شيميايي را مي توان در ميزان عوارض کمتر آن‌ها برشمرد و با ظهور داروهاي شيميايي و بيولوژيک، نقش و اهميت گياهان دارويي در تامين سلامت بشر، در معرض فراموشي قرارگرفت، اما با گذشت زمان، استقبال از گياهان دارويي با رشد قابل توجه‌ي روبرو شده است. به نظر مي‌رسد مردم جهان از يک سري نارساي‌هاي طب مدرن خسته شده‌اند و به طور روز افزون به سمت داروهاي گياهي روي مي‌آورند(قاسمي دهکردي و همکاران، ۱۳۸۰).
۱-۲-۱- ارجحيت گياهان دارويي:
يکي از مشکلات بزرگي که طب جديد با وجود امتيازهاي ظاهري آن نسبت به طب سنتي با خود به ارمغان آورده، مصرف روزافزون داروهاي شيميايي است که متاسفانه روزبروز شکل حادتري به خود مي‌گيرد. در مورد پيامدهاي اين مسئله مي توان به دو نکته بسيار مهم اشاره کرد:
نخست اينکه ميکروب‌ها و ويروس‌ها بر اثر مصرف مدام، بي‌رويه و گاهي بدون توجه به طريقه خاص مصرف برخي داروها، بتدريج مقاون مي‌شوند؛ به اين ترتيب تاثير داروها ضعيف و حتي خنثي مي‌شود و در نتيجه بيماران به افزايش مصرف و انواع قوي‌تر داروها روي مي‌آورند.
ثانياً اگر چه استفاده از داروهاي شيميايي در درمان بيماري‌هاي خاصي که مورد نظر است مفيد واقع مي‌شود، ولي مصرف طولاني و در برخي موارد برخي مقطعي آن‌ها عوارض خاصي از خود برجا مي‌گذارد که” عوارض جانبي” ناميده مي‌شود و بعضاً ممکن است از خود بيماري نيز خطرناک‌تر باشد.
البته اين نکته را نيز نبايد ناديده گرفت که داروهاي شيميايي عمدتاً با تقليد از فرمول داروهاي گياهي اما به صورت مصنوعي در آزمايشگاه‌هاي داروسازي تهيه مي‌شوند، ولي اخيراً مشخص شده است در صورتي که برخي از انواع ترکيبات موجود در گياهان که در آزمايشگاه‌ها به خالص تهيه مي‌شوند، همراه با ساير ترکيبات موجود در گياه به مصرف برسند، عوارض جانبي آن‌ها از بين مي‌رود و تنها اثرات مفيد آن در شخص آشکار مي‌گردد(ولاگ و استودولاژ، ۱۳۸۷).

۱-۳- تيره نعناعيان:
تيره نعناعيان يکي از بزرگترين تيره‌هاي گياهي است كه داراي بيش از ۴۰۰۰ گونه و ۲۰۰ جنس است، اين تيره شامل گياهان گلدار بوده و در تمام نقاط جهان به ويژه در منطقه مديترانه انتشار دارند(تنها در مناطق قطبي شمالي و جنوبي يافت نمي‌شوند)(اميدبيگي، ۱۳۹۲). اغلب گياهان اين تيره توليدکننده اسانس‌ها، ترپن‌ها و ترکيبات فنلي مي‌باشند(زرگري، ۱۳۷۶؛ بقاليان و نقدي بادي، ۱۳۷۹).
گياهان اين تيره عموماً علفي، خشبي، يک ساله، دو ساله و يا چندساله و بندرت داراي نمونه‌هاي پيچنده يا درختچه مي‌باشند. اغلب گياهان اين تيره توليدکننده ترپن‌ها و انواع ترکيب‌هاي معطر هستند که عمده اين ترکيب‌ها را درغدد اپيدرمي برگ‌ها، ساقه‌ها و گل‌ها ذخيره مي‌کنند. به طورمعمول گياهان اين تيره به واسطه داشتن اسانس از بوي مطبوع و گاهي تندي برخوردارند. اسانس ترشح شده نيز، معمولاً خارج از جدار سلولزي، در زير کوتيکول جمع مي‌گردد و اين خود باعث مي‌شود که بشره در همان ناحيه، کمي متورم جلوه نمايد(زرگري، ۱۳۶۹). گياهان اين تيره داراي ساقه‌هاي چهار گوش، برگ‌هاي متقابل و صليبي شکل (اميدبيگي، ۱۳۷۶)، معطر و بدون گوشوارک بوده و عموماً ساده‌اند بطوري که وجود برگ‌هاي مرکب در آن‌ها ديده نشده است(زرگري، ۱۳۶۹) و در مناطق گرم و خشک، برگ‌ها پوشيده از تار و کرک‌هاي فراوان مي‌باشند. گل آذين اغلب گرزن، گل‌ها کامل نامنظم و به صورت مجتمع در قسمت فوقاني ساقه‌ها روي چرخه‌هاي ويژه(اميدبيگي، ۱۳۷۶)، پنج پر، داراي ۵ گلبرگ و ۵ کاسبرگ نا منظم با تقارن سطحي مي‌باشند. ميوه به صورت فندقه چهارتايي و محتوي دانه‌هاي بدون آلبومين است و از مشخصات آن اين است که معمولاً محصور در کاسه گل باقي مي‌ماند، بعضي از گياهان نيز ندرتاً ممکن است ميوه‌ها بصورت شفت داشته باشند.
گونه‌هاي زيادي از گياهان تيره نعناعيان، سريعاً تحت تاثير شرايط متفاوت محيط زندگي قرار مي‌گيرند مانند انواعي از آن‌ها که در دشت‌ها و اماکن مرطوب مي‌رويند، اگر در محيط‌هاي خشک قرار گيرند، به سرعت تغييراتي از نظر سازش و تطابق با محيط حاصل مي‌کنند تا مقاومت آن‌ها در مقابل تعرق، زياد شود بطوري که برگ‌هاي آن‌ها پوشيده از کرک مي‌گردد، يا کناره پهنک برگ‌هاي آن‌ها به سمت پايين خميدگي حاصل مي‌کند و يا روزنه‌ها، به حالت فرورفته در بشره باقي مي‌ماند و يا ممکن است هيپودرم در آن‌ها بصورت کاملاً کلانشيمي درآيد و يا برگ حالت نسبتا ضخيم و چرمي پيدا کند و حتي سطح آن ممکن است کاهش حاصل نمايد به حدي که بکلي از بين برود(زرگري، ۱۳۶۹).
در اين تيره گونه‌هاي دارويي، زينتي و توليدکننده شهد به وفور يافت مي‌شوند. گونه‌هاي دارويي اين تيره به صورت زينتي نيز كشت مي‌شوندكه به گونه‌ا‌ي از گياه سالويا مي‌توان اشاره كرد. اكثرگياهان اين تيره معطرند و مورد چراي دام واقع نمي‌شوند. بنابراين هيچ گونه ارزش علوفه‌اي ندارند. برخي ازگونه‌ها درآشپزي و يا داروسازي استفاده مي‌شوند(صداقت، ۱۳۸۶).
از مهمترين جنس‌هاي گياهان دارويي و اسانس‌دار اين تيره در ايران مي‌توان به آويشن۴، مرزه۵، مرزنجوش۶، مريم گلي، نعناع، زوفا، ريحان، آويشن پهن برگ، آويشن برگ باريک، بادرنجبويه، بادرشبي۷ (بادرشبو)، رزماري يا اکليل کوهي، اسطوخدوس، گزنه سفيد، مريم نخودي، مورخوش، نعناع گربه، فراسيون وچاي‌ کوهي اشاره کرد و همچنين از ديگر گياهان اين تيره مي‌توان به لبديسي۸ ، گوش بره۹ ، قاشقک۱۰، سنبل بياباني۱۱، حسن يوسف۱۲، برازمبل۱۳ اشاره کرد که داراي خواص دارويي کمتري مي‌باشند(اميدبيگي، ۱۳۷۶).

۱-۳-۱- مواد موثره:
ماده موثره گياهان اين تيره عمدتاً از نوع اسانس است که در کرک‌هاي ترشحي يا حجره‌ها مخصوص در برگ، ساقه و گل‌ها ساخته و ذخيره مي‌شود(اميدبيگي، ۱۳۷۶)، برخي گونه‌ها(نظير لبديسي و استاکه)، يا فاقد اسانس هستند يا از مقادير بسيار کمي اسانس برخوردارند(اميدبيگي، ۱۳۹۲). علاوه براسانس، عصاره گياهان تيره نعناعيان حاوي دي ترپنوئيدها، تري ترپنوئيدها، ساپونين، آلكالوئيدهاي پيريديني و پيروليديني، هورمون‌هاي دافع حشرات، پلي فنل‌ها و تانن‌ها، ايريدوئيدها، كينون‌ها، فورانوئيد، كومارين، قندهاي رافينوز و استاكيوز مي‌باشد(عليزاده، ۱۳۹۲)، در اندام‌هاي مختلف اين گياهان، موسيلاژ، تانن و مواد تلخ نيز وجود دارد(اميدبيگي، ۱۳۷۶).
۱-۴- جنس مرزه:
مرزه از خانواده نعناعيان و زيرخانواده نپتويده۱۴ است که حدوداً داراي۲۰۰ گونه گياهي و درختچه‌اي است، گياهي است علفي(زرگري، ۱۳۶۹)، يكساله كوتاه، خودرو(ابراهيم پور و عيدي زاده، ۱۳۸۸) و مقاوم، داراي گونه‌هاي متعدد(اميدبيگي، ۱۳۸۶)، داراي ريشه كوچك و مستقيم با انشعابات فراوان، شاخه‌هاي نازک به رنگ سبز مايل به کبود منشعب با خطوط طولي است، در مرحله گلدهي قاعده ساقه نيمه خشبي و به رنگ بنفش و يا ارغواني ديده مي‌شود. اين گياه حالت بوته‌اي كوتاه و پر پشت داشته که وابسته به شرايط اقليمي محل رويش است، قسمت تحتاني داراي انشعاب‌هاي بيش‌تري است و پايه ساقه(قسمت تحتاني) چوبي و بندرت کرکدار به رنگ سبز تيره و در مرحله گلدهي، رنگ آن به بنفش يا قهوه‌اي روشن(اميدبيگي، ۱۳۸۶)، برگ‌هاي متقابل داراي دمبرگ كوتاه با حاشيه كامل(اميدبيگي، ۱۳۸۶)، به رنگ سبز و گاهي سبز مايل به بنفش و يا ارغواني مي‌باشند. برگ‌هاي آن منحصراً يک رگبرگ دارد و در سطح آن‌ها نيز نقاط ريز و فراواني که عبارتند از غده‌هاي اسانس‌دار، ديده مي‌شود(زرگري، ۱۳۶۹). گل‌ها نامنظم، کوچک و دو جنسي به رنگ بنفش يا صورتي تا آبي- سفيد هستند و به صورت خوشه در دسته‌هاي محوري قرار دارد. ميوه کوچک، کروي شکل و از نوع کپسول، ۴ فندقه تخم مرغي به رنگ قهوه‌اي تيره است(اميدبيگي، ۱۳۸۶). در ايران ۱۵ گونه گياه علفي يكساله و چند ساله موجود است كه ۹ گونه آن انحصاري ايران هستند (رشينگري۱۵، ۱۹۸۲).
پراکندگي جغرافياي مرزه در مناطق مديترانه، جنوب، جنوب شرق اروپا و شمال آفريقا(اريک‌فون‌ويک و وينک، ۱۳۸۷) است و در دامنه وسيعي از شرايط آب و هوايي رشد مي‌کند. مرزه باغي در ساير مناطق دنيا به صورت كاشته شده يافت مي‌شود(عليزاده، ۱۳۹۲).

۱-۴-۱- گونه‌هاي موجود در ايران:
جنس مرزه، داراي حدود ۲۳۵ گونه مي‌باشد كه ۱۵ گونه از اين جنس در ايران وجود دارند كه به تقريب۱۰ گونه آن بومي و منحصر به كشور ايران مي‌باشد كه عبارتند از: مرزه آذربايجاني۱۶، مرزه بختياري، مرزه صخره‌زي۱۷، مرزه تالشي۱۸، مرزه جوربرگ۱۹، مرزه كلاري۲۰، مرزه خوزستاني۲۱، مرزه کرمانشاهي۲۲ و مرزه سهندي۲۳ علاوه بر اين حدود چهار گونه ديگر علاوه بر ايران در تالش، تركمنستان، آناتولي، قفقاز، ماوراي قفقاز و عراق نيز مي‌رويند كه عبارت از مرزه آناتولي۲۴، مرزه گل درشت۲۵، مرزه جنگلي۲۶(مرزه سفيد)و مرزه سنبله‌اي۲۷ مي‌باشند(عليزاده، ۱۳۹۲).

۱-۴-۲- مرزه خوزستاني:
مرزه خوزستاني گياهي است بوته‌اي به ارتفاع حدود ۳۰ سانتي متر، با ساقه‌هاي منشعب، پوشيده از کرک‌هاي زگيل مانند خيلي‌کوتاه ساده و غده‌دار، با برگ‌هاي متراکم، ميان‌گره‌ها کوتاه، کم و بيش هم‌پوش، متقابل متناوب، مسطح تا ناوداني، تخم مرغي- دايره‌اي، در قاعده باريک و دمبرگ مانند، پوشيده از کرک، در سطح زيرين با تراکم بيش‌تر، همراه با غده‌هاي ترشحي متراکم در سطح فوقاني، در حاشيه کم و بيش مژه‌دار، برگ‌هاي گل‌آذيني کم و بيش شبيه به برگ‌هاي ساقه‌اي ولي کوچکتر، دم گل‌آذين کوتاه، براکته‌ها سرنيزه‌اي. لوله‌اي استکاني، دولبه‌اي، دندانه‌هاي لبه بالايي سه گوش، بنفش مايل به آبي است. ميوه فندقه تخم مرغي، داراي رگه‌هاي مشبک در قسمت انتهايي و زمان گلدهي اواخر پائيز تا اوايل زمستان مي‌باشد (جم‌زاد، ۱۳۸۸).
مرزه خوزستاني حاوي عطري تند و ارزش دارويي زيادي است(معلم و همکاران۲۸،۲۰۱۱ و مظفريان، ۱۳۷۸) يکي از گونه‌هاي اندميک حوزه جنوب ايران است(معلم و همکاران، ۲۰۱۱؛ عصري، ۱۳۸۸) و در کوهپايه‌ها و سنگ‌هاي آهکي شکاف‌دار مي‌رويد. ماده موثره اين گياه اسانس، که ميزان آن از ۱ تا ۵ درصد متغير است، کارواکرول، گاما-ترپينن، پارا-سيمن، بتا-بيسابولن، ترپينئول و آلفا ترپينن از ترکيبات عمده تشکيل دهنده اسانس گياه مي‌باشند، ترکيبات معطر آن در صنايع دارويي، غذايي و عطرسازي کاربرد فراوان دارد(معلم و همکاران،۱۳۹۰).
پراکندگي جغرافيايي مرزه خوزستاني در استان‌ لرستان، انديمشک به پل دختر، روستاي پالان و در استان خوزستان، ۷۲ کيلومتري انديمشک به خرم آباد و ۵ کيلومتر بعد از پل تنگ در شکاف صخره‌هاي آهکي در ناحيه صحارا- سندي در ارتفاع ۴۷۴ تا ۵۲۰ متري مي‌رويد(جم‌زاد، ۱۳۸۸).

۱-۴-۳- مرزه رشينگري۲۹:
مرزه رشينگري، گياهي است يكساله يا هميشگي، چندساله بسيار معطر، با قاعده چوبي، از قاعده منشعب، ساقه به ارتفاع حدود۵۰ سانتي‌متر، تمام گياه پوشيده از کرک‌هاي بلند خاکستري رنگ، برگ‌هاي قاعده‌اي، تخم مرغي پهن و يا دايره‌اي، در قاعده بتدريج باريک و به صورت دمبرگ به طول۱ ميلي‌متر ادامه يافته، پوشيده از غده‌هاي ترشحي چسبيده فراوان، برگ‌هاي پاييني مسطح، بالايي‌ها بتدريج به طرف داخل تاخورده است. گل‌آذين سنبله مانند، متراکم با فاصله کم نسبت به يکديگر. برگک سرنيزه‌اي، لوله‌اي- استکاني، دو لبه‌اي، دندانه‌‌ي لبه بالايي سه گوش، نوک تيز و پاييني‌ها سرنيزه‌اي. جام گل زرد کم رنگ، در لبه ارغواني و پرچم‌ها کمي از گل خارج شده و زمان گلدهي پاييز است(جم‌زاد، ۱۳۸۸).
مرزه رشينگري از گونه‌هاي بومي و اندميک مرزه ايران بوده که اسانس گياه داراي بيش از ۸۶ درصد کارواکرول مي‌باشد. گياه مرزه رشينگري نيمه انبوه و اغلب آروماتيك بوده و به طورگسترده‌اي درمناطق خشك، آفتابي، سنگلاخي و صخره‌اي مديترانه، آسيا و آمريكاي شمالي رشد مي‌کنند(کاتينو و همکاران۳۰، ۱۹۹۲) به علت محتواي فنلي زياد، طعم و بوي اين گياه مشابه آويشن و پونه كوهي است(اسکوسي بوسيک و همکاران۳۱، ۲۰۰۶) و خيلي از گونه‌هاي مرزه، گياهي چند منظوره هستند. تيمول و کارواکرول از اجزاي اصلي اسانس‌هاي خانواده نعناعيان هستند. اين دو تركيب از نظر شيميايي بسيار به هم شبيه‌اند و فقط جايگاه گروه هيدروكسيل در آن‌ها متفاوت است. تيمول و کارواکرول از اجزاي ضدميکروبي بسيارموثر در اسانس‌ها هستند(بوچانان و شپيرد۳۲،۱۹۸۱).
پراکندگي جغرافيايي مرزه رشينگري در استان ايلام به مهران روستاي بان‌روشان، مهران به دهلران روستاي نصيران و در دامنه‌هاي سنگريزه‌اي خشک در ديواره‌هاي رودخانه‌ها و دامنه‌هاي صخره‌اي در ناحيه صحارا- سندي در ارتفاع ۳۷۵ تا ۹۱۵ متري مي‌رويد(جم‌زاد، ۱۳۸۸).

۱-۴-۴- مواد موثره جنس مرزه:
مرزه باغي سرشار از روغن‌هاي فرار است که در حفره‌هاي مخصوصي که در دو طرف برگ وجود دارند، تشکيل مي‌شود، گل‌ها و برگ‌ها داراي اسانس مي‌باشند. مقدار اسانس در اندام‌هاي هوايي مرزه مختلف است و به شرايط اقليمي محل رويش گياه بستگي دارد. مقدار اسانس، بين ۱ تا ۲ درصد است. اسانس داراي ترکيبات متفاوتي(اميدبيگي، ۱۳۸۶)، مايعي بي‌رنگ و يا مايل به زرد است و که مي‌توان به ماده كارواكرول(۳۰ تا ۴۰%) و سيمن(۲۰ تا ۳۰%)(ابراهيم پور و عيدي زاده، ۱۳۸۸) و ترکيبات فنلي ديگر نام برد(اميدبيگي، ۱۳۸۶). مرزه داراي تانن، مواد چرب، قندهاي مختلف و اسانسي به مقدار يک در هزار است(زرگري، ۱۳۶۹ ). از مواد ديگر پيکر رويشي اين گياه مي‌توان از ترکيبات آهن‌دار و ترکيبات قندي و تعدادي از اسيدهاي آلي ياد کرد(اميدبيگي، ۱۳۸۶). اسانس گياه مرزه از تقطير با بخار آب از برگ‌ها و سرشاخه‌هاي برگدار حاصل مي‌شود. کارواکرول و ديگر مونوترپن‌ها، چربي‌دوست بوده و به راحتي با غشاهاي پروتئيني و غشاي سلولي زنده ترکيب مي‌شوند. وجود اين ويژگي مي‌تواند تا حدي توجيه کننده اثرات ضدتشنجي، ادرارآوري، ميکروب‌کشي و تحريک ترشح در اين گياه باشد و داراي اثرات ضدتشنجي و ضدنفخ است(اريک‌فون‌ويک و وينک، ۱۳۸۷).

۱-۴-۵- خواص دارويي جنس مرزه:
در بسياري از کشورها، از جمله انگليس، از مرزه به عنوان يکي از گياهان مهم ادويه‌اي استفاده مي‌شود. در تعدادي از فارماکوپه‌ها، مرزه به عنوان يک گياه دارويي معرفي شده است. پيکر رويشي مرزه، حاوي مواد موثره‌اي است که باعث افزايش فشار خون و مداواي سرفه مي‌گردد. اين گياه ضد نفخ بوده و به هضم غذا نيز کمک مي‌کند. مرزه کمي تند(با طعمي شبيه فلفل) است و از آن به عنوان طعم دهنده مواد غذايي استفاده مي‌شود. از مرزه در صنايع کنسروسازي و نوشابه‌سازي استفاده مي‌شود. اسانس اين گياه خاصيت ضد‌ميکروبي داشته و مانع رشد برخي از باکتري‌ها مي‌شود(اميد بيگي، ۱۳۸۶).
مرزه باغي به عنوان تقويت کننده دستگاه گوارش، درمان ناراحتي‌هاي معده شامل سوءهاضمه، نفخ و قولنج(اريک‌فون‌ويک و وينک، ۱۳۸۷)، نيرو دهنده، تسهيل کننده عمل هضم و مدر استفاده مي‌شود. علاوه بر اين، مرزه براي درمان عفونت‌هاي مجاري تنفسي و ادراري و نيز عفونت‌هاي قارچي استفاده مي‌گردد. گل گياه يا اسانس روغني آن براي درمان زخم‌ها، سوختگي‌ها و عفونت‌هاي پوستي استفاده مي‌شود و همچنين اسانس گياه داراي اثر ضداسپاسم بوده و از اين رو در درمان برخي بيماري‌هاي گوارشي مانند اسهال‌هاي حاد، مزمن و به عنوان ضدانگل استفاده مي‌شود(عليزاده، ۱۳۹۲).

۱-۵- طبقه بندي گياهان دارويي:
معمولاً گياهان دارويي را مانند ديگر گياهان به روش‌هاي مختلفي طبقه بندي مي‌کنند. گياه‌شناسان مختلف گياهان دارويي را بسته به مکان و زمان در طبقات مختلفي قرار مي‌دهند. تا اينکه لينه، گياهان را براساس خصوصيات ريخت شناسي طبقه‌بندي کرد و امروزه طبقه بندي لينه به عنوان طبقه‌بندي مرجع گياهان در تمام جهان انجام مي‌گيرد. گياهان دارويي را از نقطه نظرهاي مختلفي مي‌توان گروه‌بندي کرد که برخي از مهمترين آن‌ها به شرح زير است:
۱٫ طبقه بندي براساس نيازهاي اکولوژيک.
۲٫ طبقه بندي براساس عادت رشد.
۳٫ طبقه بندي براساس اندام‌هاي مصرفي.
۴٫ طبقه بندي براساس نوع اثر درماني.
۵٫ طبقه بندي براساس خصوصيات گياه‌شناسي.
۶٫ طبقه بندي براساس ماده موثره.
۱-۵-۱- طبقه بندي براساس ماده موثره:
در پيكر گياهان دارويي مواد ويژه‌اي به عنوان مواد موثره يا متابوليت‌هاي ثانويه ساخته و ذخيره مي‌شوند، كه براي مداواي برخي از بيماري‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند. مواد مذكور طي فرآيندهاي ويژه و پيچيده بيوشيميايي و به مقدار بسيار كم(به طور معمول كمتر از يك درصد وزن خشك گياه)، ساخته مي‌شوند(اميدبيگي، ۱۳۸۴). بررسي مواد شيميايي ثانويه، با تجزيه شيميايي گياهان دارويي در قرن نوزدهم آغاز شد. نتايج اين بررسي‌ها، از همان اوايل کار نشان داد که گياهان دارويي علاوه بر ترکيبات عمومي و اساسي، هر کدام حداقل داراي يک ماده موثره ثانوي مخصوص هستند. اين مواد موثره مخصوص که شامل هزاران نوع مي‌باشند، به “مواد طبيعي گياهي”۳۳ موسومند(اميدبيگي، ۱۳۹۲).
در مورد مسيرهاي تشکيل مواد موثره گياهان دارويي، نظرهاي متفاوتي ابراز گرديده است. براي مثال، تشکيل مواد موثره گياهان دارويي، ناشي از دو دسته فرايندهاي متابوليسمي متفاوت و درعين حال مرتبط به هم است که اين فرايندها عبارتند از:
‌أ. فرايندهاي متابوليسمي عام(اوليه): فرايندهايي هستند که در همه موجودات زنده، در سطوح مختلف عموميت دارند و در تمام گياهان(اعم از دارويي يا غير دارويي) به وقوع مي‌پيوندند(اميدبيگي، ۱۳۸۴) و مواد حاصل از سوخت و ساز اوليه(اساساً ساکاريد) يا مواد مورد نياز و حياتي، که در همه گياهان سبز با عمل فتوسنتز به وجود مي‌آيند(ولاگ و استودولاژ، ۱۳۸۷).
‌ب. فرايندهاي متابوليسمي خاص(ثانويه): اين فرايندها در گياهاني چون گياهان دارويي که فرآورده‌هاي خاصي توليد مي‌کنند، بيش‌تر به وقوع مي‌پيوندند(اميدبيگي، ۱۳۸۴) و مواد حاصل از سوخت و ساز ثانويه که در اثر جذب ازت توسط گياه توليد مي‌شوند. اين توليدات ظاهراً اغلب براي گياه بدون فايده هستند، ولي برعکس اثرات درماني آن‌ها قابل توجه است.
عموماً اين مواد در حالت طبيعي به طور خالص يافت نمي‌شوند و به حالت ترکيب با عناصر ديگري همراهند که به صورت مکمل اثرات آن‌ها را تقويت مي‌کنند. با اين حال حتي اگر گياه دارويي فقط يک ماده فعال داشته باشد باز اثر آن روي بدن انسان مفيدتر از همان ماده در حالت به دست آمده از سنتز شيميايي است (ولاگ و استودولاژ، ۱۳۸۷). عام بودن يا خاص بودن فرايندها و ترکيبات مربوط به آن‌ها، يک مفهوم نسبي است و اين مفهوم نه تنها در مورد توليد مواد، بلکه در رابطه با انباشتگي مواد نيز مي‌توان در نظرگرفت(اميدبيگي، ۱۳۸۴)
يک سري از محققان متابوليت‌هاي ثانويه را در سه گروه عمده و اصلي طبقه‌بندي نمودندکه عبارتند از: متابوليت‌هاي نيتروژن‌دار، ترپن‌ها و فنوليک‌ها(اريک‌فون‌ويک و وينک، ۱۳۸۷). تقسيم‌بندي ديگر مواد موثره گياهان دارويي که امروزه مورد تاييد مي‌باشد به صورت چهار گروه اصلي آلكالوئيدها، گليكوزيدها، روغن‌هاي فرار و ساير مواد موثره انجام گرفت که منظور از ساير مواد موثره، شامل تركيباتي چون: مواد تلخ، فلاون‌ها، فلاونوئيدها، موسيلاژها(و كربوهيدرات‌هاي خاص مشابه آن)، ويتامين‌ها، تانن‌ها، اسيد سيليسك(و اسيدهاي خاص مشابه آن) و بالاخره تركيبات ديگر امثال آن مي‌باشد، كه به دليل ناهماهنگي ‌و گستردگي ساختمان‌هاي شيميايي‌شان در سه گروه قبلي جاي نمي‌گيرند(ابراهيم پور و عيدي‌زاده، ۱۳۸۸؛ اميدبيگي، ۱۳۸۴).
۱-۵-۱-۱- آلکالوئيدها:
در گذشته آلکالوئيدها، شامل فقط مواد گياهي حاوي اتم نيتروژن هتروسيکليک مي‌شود، که مواد حاوي نيتروژن در خارج از سيکل حلقوي(اگزوسيليک) را اصطلاحاً آلکالوئيدهاي کاذب مي‌ناميدند(اريک‌فون ‌ويک و وينک، ۱۳۸۷) و بر اين اساس نخستين بار يك محقق آلماني از آلكالوئيدها به عنوان مواد نيتروژنه كه خاصيت قليايي دارند و در محيط اسيدي توليد نمك مي‌نمايند نام برده است و همچنين نوع بازي آن‌ها اثرات قوي فيزيولوژيک دارد. آن‌ها اکثراً سموم گياهي بسيار موثر و داراي اثرات خاصي نيز هستند(ولاگ و استودولاژ، ۱۳۸۷) و در انسان واكنش‌هاي فيزيولوژيكي قوي همراه با اثرات مخصوص ايجاد مي‌كنندكه بر روي سيستم عصبي اثر مي‌گذارند.
آلكالوئيدها بسيار متنوع مي‌باشند، به طوري كه تعداد آلكالوئيدهاي شناخته شده موجود در گياهان بر چند هزار بالغ مي‌گردد. اولين آلكالوئيدها در بين سال‌هاي ۱۸۰۳ تا ۱۸۱۶ از پيكر گياهان جدا گشت. در سال‌هاي اخير نيز بعضي آلكالوئيدهاي جديد مورد شناسايي قرار گرفته‌اند(ابراهيم پور و عيدي زاده، ۱۳۸۸؛ اميدبيگي، ۱۳۸۴).
آلکالوئيدهاي تمام محصولات طبيعي(متابوليت‌هاي ثانويه) نيتروژن‌داري که جزء گروه پپتيدها، آنتي‌بيوتيک‌ها، آمينواسيدهاي فاقد پروتئين، آمين‌ها، گليکوزيدها سيانوژنيک، گلوکوزينولات، کوفاکتورها، هورمون‌هاي گياهي يا متابوليت‌هاي اوليه(مانند موادي با پايه پورين و پپريميدين) قرار نمي‌گيرند را شامل مي‌شوند(اريک‌فون‌ويک و وينک، ۱۳۸۷). آلكالوئيد‌ها را بر حسب خصوصيات بيوشيميايي و شيميايي در سه گروه قرار مي‌دهند(ابراهيم‌پور و عيدي‌زاده، ۱۳۸۸؛ اميدبيگي،۱۳۸۴):
۱٫ آلكالوئيدهاي‌حقيقي: كه منشاء آن‌ها اسيدهاي آمينه و تركيبات شيميايي هتروسيكليك نيتروژن‌دار مي‌باشند.
۲٫ پروتوآلكالوئيدها: اين دسته از آلكالوئيدها از اسيدهاي آمينه ساخته شده و محتوي تركيبات شيميايي نيتروژن‌دار خطي (غيرحلقوي) مي‌باشند.
۳٫ آلكالوئيدهاي كاذب: اين دسته از آلكالوئيدها از اسيدهاي آمينه تشكيل نشده‌اند ولي در ساختمان شيميايي آن‌ها نيتروژن وجود دارد.


پاسخ دهید