۳-۱- روش پژوهش۵۵
۳-۲- متغيرهاي تحقيق۵۵
۳-۳- جامعه آماري۵۵
۳-۴- نمونه آماري۵۵
۳-۵- روش نمونه گيري وحجم نمونه۵۵
۳-۶- ابزار مورد استفاده در اين پژوهش۵۶
۳-۷-روش اجراي پژوهش۵۹
۳-۸- روش تحليل داده ها۵
فصل چهارم : يافته هاي پژوهش
۴-۱- شاخص هاي توصيفي متغيرهاي پژوهش۶۱
فصل پنجم : بحث ونتيجه گيري
۵-۱- بحث در مورد فرضيه ها و تبيين آن۷۰
۵-۳-محدوديتها۷۷
۵-۴-پيشنهادات پژوهشي………………………………………………………………۷۷٫
۵-۵-پيشنهاد كاربردي۷۸
منابع۷۹
الف) منابع فارسي۷۹
ب) منابع لاتين ………………………………………………………………………………………………………………………………………. ۸۴٫
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۴- ۱- شاخص هاي توصيفي متغييرهاي اصلي به تفكيك گروه………………………………………………………..۵۶
جدول ۴-۲- مقايسه ميانگين نمره كل سلامت روا ني دردو گروه دختران مادران شاغل و غير شاغل……..۵۷٫
جدول۴- ۳- بررسي همگني واريانس خرده مقياسهاي سلامت روان…………………………………………………………….۵۸

جدول ۴-۴- تحليل واريانس يكراهه نه خرده مقياس سلامت روان دختران مادران شاغل وغير شاغل………۵۹
چكيده
سلامت روان يكي از ملاك هاي اصلي ارزيابي يك جامعه است و بي شك نقش چشمگيري در كارآمدي وپيشرفت آن بازي مي كند هدف: از پژوهش حاضر مقايسه ميزان سلامت روان دانش آموزان دختر داراي مادران شاغل وغير شاغل مي باشد روش : روش انجام پژوهش ازنوع علي مقايسه اي.جامعه آماري شامل داش آموزان دختر مقطع متوسطه ناحيه يك شهركرمانشاه كه ۲۴۰ نفر ( به تفكيك ۱۲۰دانش آموز دختر مادران شاغل و۱۲۰نفر دختران مادران غير شاغل‌) مي باشد كه به روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند ابزار پژوهش عبارتند از پرسشنامه دموگرافيك وپرسشنامه سلامت رواني scl90 يافته ها نتايج پژوهش نشان داد كه – اختلاف معناداري بين ميانگين نمره در فاكتور هاي شكايت جسماني – حساسيت بين فرد ي- افسردگي – اضطراب – پرخاشگري – فوبيا – پارانويا – وروانپريشي – بين دختران مادران شاغل و دختران مادران غير شاغل وجود دارد روش آماري بكار رفته شده آزمون t‌ گروه هاي مستقل وتحليل واريانس يك طرفه ANOVA استفاده شده است و با توجه به نتايج معلوم مي شود که مقدار اين ميانگين براي دختران مادران شاغل بيشتر است. و دختران مادران غير شاغل از سلامت رواني بهتري برخوردار هستند
كليد واژه ها : سلامت رواني – مادران شاغل ومادران غير شاغل

فصل يكم
مقدمه پژوهش
۱-۱- مقدمه
سلامت روان از نيازهاي اساسي انسان است كه در توسعه پايدارنقش حياتي دارد مفهوم سلامت روان شامل احساس دروني خوب بودن و اطمينان ازكارآمدي خود، اتكاء به خود،ظرفيت رقابت، وابستگي بين نسلي و خودشكوفايي توانايي هاي بالقوه فكري و هيجاني و غيره مي باشد. البته با در نظر گرفتن تفاوت هاي بين فرهنگ ها، ارائه تعريف جامع از سلامت روان غيرممكن مي نمايد. با وجود اين، بر سر اين امر اتفاق نظر وجود دارد كه سلامت روان چيزي فراتر از نبود اختلالات رواني است شاملو (۱۳۷۸) درتعريف سلامت رواني آن را عبارت از مجموعه عواملي دانسته است كه در پيشگيري از ايجاد يا پيشرفت روند وخامت اختلالات شناختي – احساسي -و رفتاري در انسان نقش موثر دارند آنچه مسلم است اين است كه حفظ سلامت روان نيز مانند سلامت جسم حائز اهميت است. شخصي كه سلامت رواني دارد، مي تواند ضمن احساس رضايت از زندگي، با مشكلات، به طور منطقي برخورد نمايد.وفرد مفيدي براي جامعه باشد به عبارت ديگر، افراد داراي سلامت روان، قادرند در عين كسب فرديت، با محيط نيز انطباق يابند. با مشخص شدن اهميت سلامت روان نيز هر لحظه بر ميزان مطالعات و بررسي هايي که با هدف سبب شناسي و يا مشخص کردن ميزان شيوع اختلالات رواني در سطح اجتماع انجام مي پذيرد افزوده مي شود. (داود شاه محمدي‌،۱۳۸۱).
بررسي هايي که در رابطه با سلامت روان انجام شده نشان مي دهند که اولاً متغيرهاي مختلفي همچون جنس، وضعيت اقتصادي، وضعيت جسماني و … مي توانند بر ميزان سلامت رواني افراد تأثير گذار باشند دوم اينکه هرگونه تغييري در ميزان سلامت روان افراد مي توانند تأثيرات زيادي و حتي جبران ناپذيري از خود به جاي بگذارد و درمان و رفع چنين اختلالاتي هزينه هاي بسياري بر فرد در اجتماع تحميل مي‌کند‌. در جهت تامين سلامت روان جامعه دستيابي به اطلاعات صحيح وبراساس تحقيقات علمي يكي از مهمترين جنبه هاي توفيق دراين زمينه است آگاه شدن از وضعيت سلامت رواني افراد جامعه در جهت دست يافتن به الگوهاي مناسب براي برنامه ريزي در هر فرهنگ خاص از اهم موارد ويكي از راه هاي وصول به اهداف سازمان بهداشت جهاني درجامعه ايراني است توجه ويژه به جمعيت جوان به ويژه دانش آموزان به عنوان آينده سازان جامعه از عوامل اساسي توسعه پايدار وهمه جانبه است با توجه به اينكه ما شاهد اين مساله هستيم كه در سالهاي اخير مشكلات عاطفي ورواني درميان دانش آموزان روند صعودي نگران كننده اي داشته تا جائيكه پديده هاي نابهنجاري نظير خودكشي اعتياد بزهكاري ترك تحصيل وافت تحصيلي و….به صورت موانع جديد پيشرفت دانش آموزان را تحت تاثير قرار داده است به منظور مقابله با مشكلات مذكور شناخت علمي ودقيق مساله براساس يافته هاي مطالعات وپژوهشها اجتماب ناپذير است. يکي از تغييرات مهم در زندگي امروزي، افزايش تعداد مادران شاغل در بيرون از منزل است. از سال ۱۹۵۰ به بعد تعداد زنان شاغل در کشورهاي صنعتي چون امريکا تا ۷۰% افزايش يافته است )کلارک۱، ۱۹۹۷)
بر طبق نظر برخي از نظريه پردازان از جمله نظريه نظام هاي بوم شناختي استخدام مادر يک عامل بوم شناختي است كه برخانواده رفتار کودکان و سبک تربيتي تاثير مهم دارد. از سوي ديگر برنامه هاي کاري غيرمنعطف در.مقايسه مسئوليت ها و وظايف مادران شاغل و غيرشاغل به خوبي احتمال وجود تفاوت در سبک هاي فرزندپروري و وضعيت تحول عاطفي و رفتاري مادران شاغل و غيرشاغل را روشن مي سازد الگوي زيست بومي برونروسي ساي )نقل از دانيل۲،۲۰۰۹ (‌چارچوب مناسبي را براي ارتباط بين اشتغال تمام وقت مادر و پيامد هاي بعدي آن بر کودک ارائه داده است. اين نظريه مطرح مي کند که تعامل محيط – فرد تاثيرات پيچيده اي بر تحول انسان دارد. بر اساس اين مدل تنيدگي هاي رواني ناشي از فشار کار مضاعف بر مادر موجب کاهش سلامت جسماني و هيجاني مادر شده که چنين مادري قادر نيست با فرزندش به شيوه گسترده و متناسب با تحول کودک تعامل داشته باشد )ليوکاس۳،۲۰۱۰ (
ازآنجائيكه امروزه در ايران نيز روز به روز بر تعداد مادران شاغل تمام وقت که ساعات طولاني در روز جدا از فرزند خود به سر مي برند افزوده مي شود. بنابراين انجام پژوهش هايي در اين زمينه براي جامعه در حال دگرگوني ما از اهميت وافري برخورداراست
هدف پژوهش حاضر عبارت است از مقايسه وضعيت سلامت رواني فرزندان دختر داراي مادران شاغل و غيرشاغل مي باشد همچنين اين تحقيق مي تواند نقش بسزايي در تنوير نتايج قبلي ايفا نمايد و با توجه به اينكه بررسي همزمان اشتغال مادران برسلامت رواني فرزندان كمتر مورد توجه بوده نتايج تحقيق مي تواند زمينه ساز تحقيقات بيشتر در اين راستا باشد
۱-۲- بيان مسئله
بيماري هاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته و هيچ فردي در مقابل آن مصونيت ندارد، و اين خطري است كه بشر را تهديد مي كند. عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انساني بسيار مشهور و فراوان است. بر اساس اعلام سازمان جهاني بهداشت در سال ۲۰۱۰در دنيا بيش از ۴۵۰ميليون نفر از مردم از يک اختلال روحي رواني رنج مي برند، هر ساله حدود ۲۰%از بزرگسالان يک مشکل بهداشت رواني را تجربه مي کنند ، نزديک به يک ميليون نفر مرتکب خودکشي مي شوند و از هر ۴ خانواده يک خانواده عضوي با اختلالات رواني دارند.سلامت روان براي مدت هاي زيادي در پشت پرده اي از انگ و تبعيض پنهان شده و اکنون پيشرفت علم بشر بستري براي بيان سلامت روان و پرداختن به آن را فراهم نموده است .از طرفي مي دانيم که براي همه ي افراد سلامت روحي،جسمي و اجتماعي براي ساخت مسير زندگي حياتي است .همچنين ارتقاء آن در تمام دوران هاي زندگي لازم است.اما در برخي از دورانها نظير بلوغ،نوجواني، پس از زايمان،بارداري،دوران تحصيل و … ممکن است پرداختن به آن مهمتر باشد.در هر طبقه و صنفي و هر گروه و جمعي اشخاص نامتعادلي زندگي مي كنند. بنابراين در مورد همه افراد اعم از كارگر، دانش آموز، پزشك و مهندس دانشجو، استاد دانشگاه و … خطر ابتلا و ناراحتي هاي رواني وجود دارد. به عبارت ديگر هيچ انساني در مقابل اين امراض مصونيت ندارد. (شاملو ۱۳۸۰) منظور از سلامت رواني همان احساس رضايت و بهبود رواني و تطابق كافي اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه مي باشد. (فرهنگ روانپزشكي كمپل – پورافكاري، ۱۳۷۳) بنابراين با توجه به شرايط زندگي در جامعه امروزي و با توجه به تمامي دگرگوني‌هايي که در آن صورت گرفته، مانند کاهش تعداد فرزندان، واگذار کردن قسمتي از جامعه‌پذيري کودکان به مدارس، عدم کفايت يک درآمد براي زندگي يک خانواده، وجود دختران تحصيل‌کرده که تنها نقش مادري و همسري به آنان واگذار شده است، مشکلات زندگي مادران شاغل، حاکميت نگرش‌هاي مدرن در جامعه براي مردان و نگرش‌هاي سنتي در خانواده براي زنان، وضعيتي پيچيده را شکل داده است. ومسلما سلامت رواني فرزندان را نيز به مخاطره مي اندازد. نوع شغل مادر – ثبات شغلي ساعات کار مادر و ميزان رضايتي را که از نقش خود دارد عامل مهمي در ايجاد اضطراب و استرس بر فرزندان مي داند ( گاتفريد۴، ۱۹۸۸‌). در واقع فردشاغل فردي است كه در بيرون از منزل به مدت ۸ ساعت ويا بيشتر به كارهاي اجتماعي مشغول مي باشد اما اينكه اشتغال مادر در بيرون از منزل چه تاثيري بر سلامت رواني فرزندان دارد مي توان گفت نحوه ارتباط با والدين قوي ترين عامل موثر برالگوهاي تعاملي خانواده محسوب مي شود خصوصا در دورههايي از زندگي كودكان كه تحولات اساسي رشد رواني طي مي شود واز انجا كه مادر اولين كسي است كه نوزاد با او رابطه برقرار مي كند لذا مهمترين نقش را در پرورش ويژگي هاي رواني وعاطفي وسلامت رواني كودك به عهده دارد وكانون سلامتي يا بيماري محسوب مي شود چيزي که مسلم مي باشد اين است که مادران شاغل همانند مادران غيرشاغل نمي توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسيدگي کنند چون مادر چندين ساعت از روز را خواه ناخواه جداي از فرزند بسر مي برد و وقتي که بعد از سپري شدن اين ساعات به فرزند مي رسد خستگي ناشي از دنياي ماشيني امروز و خستگي فکر و ذهني به مادر اجازه نمي دهد که در آن ساعات باقي مانده روز به کودک رسيدگي کافي و لازم را نمايد لذا با اين اوصاف مهمترين مسئله اي که در اشتغال زنان بايد مورد توجه قرار گيرد وجود نقش هاي متعددي است که زنان بايد به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گيرند. بدون شک در بسياري از موارد مادر غير شاغل بهتر ميتواند به نيازهاي عاطفي، اجتماعي و شخصيتي کودک خود پاسخ دهد. برعکس، مادري که به دنبال چندين ساعت کار و تلاش در خارج از منزل، با حالتي خسته به منزل برميگردد، نميتواند بر انجام دادن اين مهم، آنطور که شايسته است اقدام کند. با توجه به اين كه كودكان در مراحل مختلف تحول رواني و رشد جسماني خصوصيات متفاوتي دارند، واكنشهاي آنها نسبت به حضور كمرنگ مادر متفاوت خواهد بود اهميت مادر براي کودک تنها در رفع نيازهاي او خلاصه نميشود، بلکه همه احساس امنيت کودک وابسته به وجود مادر است. بحث درباره اشتغال مادر بر کودک با اختلاف نظرهاي بسيار همراه مي باشد ديدگاه هاي مخالف و موافق بسياري در اين‌ باره مطرح شده است و با گذشت زمان نظرات از تحقيقات جديد اثر پذيرفته اند. شكي نيست كه پيشرفت و توسعه وافزايش آگا هي باعث افزايش اشتغال زنان جامعه شده است كه اين امر موجب شده زنان دركسب درآمد خانواده نقش موثري داشته باشند واين موضوع علاوه برجنبه هاي مثبت كه باعث رفاه بيشتر خانوادهها شده است از نظرارتباط موثربين اعضاء خانواده به دليل حضور كمرنگ زنان درخانواده تاثيرات نامطلوب براعضاءخانواده به ويژه فرزندان گذاشته است بركسي پوشيده نيست كه حضور والدين در خانه رابطه مستقيم با امنيت رواني فرزندان دارد و هر چه والدين وقت بيشتري را با فرزندان سپري كنند مشكلات فرزندان نيز درموارد مختلف كاهش خواهد يافت واقعيت آن است که فرزندان، صرف نظر از دختر يا پسر بودن، حداقل تا دوره نوجواني، به شدت نيازمند نگاه محبت آميز والدين، مخصوصا مادر هستند.
بنابراين اهميت مادربه دوران کودکي منحصر نمي شود و چه بسا که نقش مادر به مراتب مهمتراز نقش پدراست. اما تمام اين مسائل بدين معني نيست که اشتغال مادر براي فرزندان خطرناک بوده و يا فرزندان مادران شاغل در کودکي يا نوجواني دچار مشکلات بيشتري نسبت به فرزندان مادران غيرشاغل مي شوند زيرا اشتغال مادر در شرايطي مزاياي فراواني نيز براي خود مادر و فرزندان او دارد و تنها بي توجهي به پاره‌اي مسائل در اين زمينه، سبب بروز اثرات منفي برکودک و نوجوان مي شود..از اين رو اين مادران بايد با مواردي آشنا شوند تا درصورت شاغل بودن، بتوانند ميان محيط خانه و کار تعادل ايجاد کنند. بنابراين مادران تا آنجا که امکان دارد بايد تعداد ساعات کارخود را محدود کنند وکاري را که متناسب با علاقه و توانمندي هايشان است انجام دهند. بهتر است باچنين وضعيتي مقامات دولتي سازمان هاي مانند آموزش وپرورش وديگر سازمانها مديران ادارات و شرکت ها با مادران شاغل همکاري نمايند تا آنها بتوانند با تنظيم وقت و مسووليت خود تغييراتي در ساعت ورود و خروج ايجاد کرده تا استرس کمتري داشته باشند وتوجه خاصي به وضعيت سلامت رواني دانش آموزان كه آينده سازان جامعه هستند نيز داشته باشند و با ارائه وتنظيم برنامه هاي جديدتر و ايجاد تغييراتي در ميزان شرايط كاري زنان شاغل در جهت بهبود سلامت رواني فرزندان گامهاي بهتر وموثرتري بردارند
در ارتباط با اين موضوع به صورت جداگانه پژوهشهاي مختلفي صورت گرفته اما تا كنون پژوهشي كه به بررسي ومقايسه سلامت روان دختران داراي مادران شاغل وغير شاغل مورد مطالعه قرارداده شده باشد مشاهده نشد لذا سوال اصلي اين است كه آيا بين سلامت رواني دختران مادران شاغل وغير شاعل تفاوت وجود دارد؟
۱-۳-ضرورت و اهميت تحقيق
اين نکته بسيار واضح است که بيماريهاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته اند و هيچ فردي در مقابل آن مصونيت ندارند و خطر ابتلاء به بيماريهاي رواني همه افراد جامعه از هر طبقه و صنفي و از هرگروه و جمعي که باشند را تهديد مي کند. تحقيقاتي که در گذشته توسط محققان بسياري و در نقاط مختلفي ازدنيا انجام شده است همواره بر وجود بيماريهاي رواني در همه جوامع تأکيد داشته اند. بطور مثال ساترلوئيس۵ (‌???? ) در کنفرانس جهاني حقوق بشر تعداد بيماران رواني را در سرتاسر جهان بيش از نيم ميليارد نفر گزارش کرد که تقريباً نيمي از اين بيماران از خدمات بهداشتي و درماني لازم محروم بوده اند. سازمان بهداشت جهاني در سال ???? شايعترين بيماريهاي رواني را در سرتاسر جهان به ترتيب افسردگي اضطراب و بيماريهاي روان تني معرفي نموده است )فخريان،????‌). در ايران نيز پژوهشي هايي در زمينه همه گير شناسي بيماريهاي رواني انجام شده است. بطور مثال در پژوهشي که توسط باش و همکاران در سال ???? انجام گرفت شيوع اين بيماري را در افراد بالاي ? سال ?/?? درصد گزارش کرد و در پژوهشي که در مناطق شهري و روستايي کشور در سال ???? انجام گرفت شيوع کلي بيماريهاي رواني را ۲۱ درصد نشان داده شيوع بيماريهاي رواني در زنان بيشتر از مردان است. با دقت به نتايج تحقيقات گذشته که شيوع بيماريهاي رواني در اجتماع را در سطح بالايي نشان مي دهند و يکي از مهمترين مسائل و مشکلات اجتماعي امروز در جوامع گوناگون، هنجارها و مشکلات عاطفي – اجتماعي و روشهاي مقابله با آنهاست. ترديدي نيست که مسئله بهداشت رواني، پيشگيري و درمان اختلالات عاطفي روز به روز اهميت بيشتري مي يابد. بنابراين شناخت تواناييها، نيازها و ويژگيهاي رفتاري و عاطفي و خصوصيات رواني کودکان و نوجوانان از اهميت ويژه اي برخوردار است . اين شناخت نه تنها باعث درک عميق تر از کودکان و نوجوانان مي شود بلکه زمينه هايي فراهم مي آورد تا در طرح و برنامه ريزي و به کاربردن امکانات پرورشي و آموزشي، ويژگيها و تفاوتهاي آنان مورد توجه قرار گيرد ( نواب نژاد،۱۳۷۳ ) و با ذکر اين نکته که دانش آموزان جمعيت کثيري از افراد جامعه را تشکيل مي‌دهند اين ضرورت احساس مي شود که پژوهشي در زمينه مقايسه سلامت رواني دانش آموزان مقطع متوسطه و ارتباط آن با اشتغال مادران انجام پذيرد که ضمن پاسخگويي به سئوالان بتوانيم به شناسايي عوامل خطر زايي که سلامت رواني دانش آموزان را تهديد مي کنند پرداخته و در جهت رفع موانع و مشکلات قدم برداريم و در کل اقدامات پيشگيرانه را در جهت کاهش ميزان بروز بيماريهاي رواني در سطح اجتماع و متقابلاً در سطح مدارس ومؤسسات آموزش عالي و دانشگاهها برداشته و سطح سلامت روان را در اين قشر از جامعه افزايش داده و در جهت رشد و شکوفايي هر چه بيشتر اجتماع قدم بر داريم. لذا نتايجي كه از اين تحقيق بدست مي آيد مي تواند مورد استفاده خانواده ها، مدارس، پژوهشگران و دانشجويان قرار گيرد و همچنين زمينه ساز پژوهش هاي ديگر در اين راستا شود.
۱-۴- اهداف پژوهش
۱-۴-۱- اهداف اصلي
هدف اصلي اين پژوهش مقايسه ميزان سلامت رواني دختران مادران شاغل و دختران مادران غير شاغل مقطع متوسطه شهركرمانشاه درسال تحصيلي ۹۳-۹۲ است
۱-۴-۲- اهداف فرعي
۱٫ تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل از لحاظ پرخاشگري
۲٫ تعين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل ازلحاظ ترس مرضي
۳٫ تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل ازلحاظ اضطراب
۴٫ تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل ازلحاظ افسردگي
۵٫ تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل ازلحاظ افكار پارانوئيدي
۶٫ تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل ازلحاظ وسواس
۷٫ تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل ازلحاظ حساسيت درروابط بين فردي
۸٫ تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل ازلحاظ روان پريشي
۹٫ تعيين تفاوت بين دختران مادران شاغل و غيز شاغل: ازلحاظ شكايت جسماني
۱-۵- فرضيه هاي پژوهش
۱٫ بين سلامت رواني دختران مادران شاغل بامادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
۲٫ بين علائم افسرگي دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
۳٫ بين علائم اضطراب دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
۴٫ بين علائم وسواس دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
۵٫ بين علائم ا فكار پارانوئيدي دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
۶٫ بين علائم حساسيت در روابط بين فردي دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
۷٫ بين علائم پرخاشگري دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
۸٫ بين علائم روانپريشي دختران مادران شاغل بادختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد .
۹٫ بين علائم شكايت جسماني دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد .
۱۰٫ بين علائم ترس مرضي دختران مادران شاغل با دختران مادران غير شاغل تفاوت وجود دارد
۱-۶- تعريف متغير ها
۱-۶-۱- تعاريف مفهومي
سلامت رواني : :به طور كلي براي اطلاق به كسي بكار ميرود كه در سطح بالايي از سازگاري وانطباق رفتاري وهيجاني قرار دارد نه صرفا كسي كه بيمار رواني نيست (فرهنگ توصيف روانشناسي آرتور اس ربر۶، ۲۰۰۵)؛ سلامت رواني توانايي هاي افراد در بروز واكنش هاي مناسب ـ پيشگيرانه و سازگار در چهار چوب حوزة رفتار اجتماعي هيجاني، موضوعات مرتبط با سلامتي و موضوعات مرتبط با شغل مي‌باشد (رابرت۷ ۱۹۸۲ به نقل از منشي طوسي، ۱۳۷۴)
تعريفي از سلامت رواني who31(2004)
سلامت رواني حالتي از بهباشي رواني (آسايش و ارامش )كه در آن فرد توانايي هاي شخصي خود را شناخته مي تواند با فشارهاي طبيعي زندگي مقابله كند مي تواند بهره وري و ثمردهي شغلي داشته باشد و قادر است درجامعه نقش مهمي داشته باشد (در جامعه مشاركت معني داري داشته باشد)
شاغل بودن :کار و پيشه اي که شخص را مشغول مي کند.(فرهنگ فرسي عميد )
۱-۶-۲- تعريف عملياتي
سلامت رواني : منظور از سلامت رواني نمره اي كه فرددر پرسشنامه آزمون سلامت رواني ۴scl90كسب كرده است اين پرسشنامه داراي ۹مولفه است كه عبارتند از پرخاشگري – وسواس – اضطراب – افكار پارانوئيدي – حساسيت در روابط بين فردي – افسردگي – شكايت جسماني – فوبيا – روانپريشي
اشتغال مادر: مشغول بودن مادر به کارهاي اجتماعي و عدم حضور او در منزل به مدت ۸ ساعت يا بيشتر است
فصل دوم
پيشينه پژوهش

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در اين فصل سعي شده ابتدا تاريخچه‌ء تعريف متغيرها وسپس مختصري در مورد رويكرد هاي نظري و رابطه بين متغييرها براي هركدام از متغرهاي سلامت رواني واشتغال مادران شاغل و غير شاغل بياوريم در آخر نيز به نزديكترين پژوهش هاي انجام شده با موضع در داخل و خارج از كشور پرداخته ايم.
۲-۱- تاريخچه بهداشت رواني
بهداشت روان را مي‌توان يکي از قديمي ترين موضوعات به شمار آورد. زيرا بيماري هاي رواني از زمان‌هاي قديم وجود داشته، بطوريکه بقراط در حدود ۴۰۰ سال قبل از ميلاد عقيده داشته که بيماران رواني را مانند بيماري جسمي بايد درمان کرد. تقريبا از سال ۱۹۳۰ يعني بعد از تشکيل اوّلين کنگره بين المللي بهداشت روان بود که اين رشته بصورت جزئي از علوم پزشکي درآمد و سازمان هاي روانپزشکي و مراکز پيشگيري در کشورهاي مترقي يکي بعد از ديگري فعاليت خود را شروع کردند.
در سال ۱۹۳۰ اوّلين کنگره بين المللي بهداشت روان با شرکت نمايندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکيل شد و مشکلات رواني کشورها و مسائلي از قبيل تاسيس بيمارستان ها، مراکز درمان سرپائي, مراکز کودکان عقب مانده ذهني و نظاير آن مورد مطالعه قرار گرفت. ولي در ۱۸ سال بعد يعني در سال ۱۹۴۸ در سومين کنگره بين المللي بهداشت روان که در لندن تشکيل شد اساس فدراسيون جهاني بهداشت روان بنيان گذاري شد و در همان سال اين فدراسيون به عضويت رسمي سازمان يونسکو و سازمان بهداشت جهاني درآمد بطوريکه سازمان جهاني بهداشت در ژنو نقش رهبري رسمي فدراسيون جهاني بهداشت روان را به عهده گرفت. از آن تاريخ به بعد هر سال يک جلسه بين المللي و هر چهار سال يکبار کنگره جهاني تشکيل شده و مي شود. در نتيجه تلاش و کوشش هاي پيگير روز ۱۸ فروردين مطابق با هفتم آوريل روز جهاني بهداشت اعلام گرديده در سراسر جهان مسائل بهداشتي کشورها مورد بررسي قرار مي‌گيرد. از مسئولين بهداشتي کشورهاي مختلف خواسته شده تا برنامه هاي بهداشت رواني را جزء برنامه هاي بهداشت عمومي قرار دهند.
در کشور ايران نيز عليرغم آنکه از زمان محمدبن زکرياي رازي و بعد, ابوعلي سينا به بيماران رواني (ديوانگان آن زمان) توجه داشته و براي آنها از دستورات مختلف داروئي و روش هاي گوناگوني همچون تلقين استفاده مي‌کردند، ولي بطور رسمي در سال ۱۳۳۶ برنامه هاي روانشناسي و بهداشت روان از راديوي ايران آغاز شد و در سال ۱۳۳۸ اداره بهداشت رواني در اداره کلّ بهداشت وزارت بهداري وقت، تشکيل گرديد. اگرچه از سال ۱۳۱۹ تدريس بيماري هاي روانپزشکي دانشگاه تهران آغاز شده بود با قبول استراتژي P.H.C توسط جمهوري اسلامي ايران و ايجاد شبکه هاي بهداشتي درماني, در کشور, موضوع بهداشت روان به منزله جزء نهم خدمات اوّليه بهداشتي پذيرفته شد و در حال حاضر نيز از موضوعات بسيار ضروري در کشور, مورد توجه قرار دارد.
۲-۲-مفهوم سلامت روان
فرهنگ روانپزشکي کمپل اين اصطلاح را در احساس رضايت بهبود رواني و تطابق کافي اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه تعريف کرده است‌)پورافکاري،‌ ????‌) اما براي اين اصطلاح از سوي صاحب نظران تعاريف متفاوتي ارائه شده است بطور مثال : کارل منينجر۸ ‌: سلامت روان را سازش فرد با جهان اطرافش با حد اکثر امکان به طوري که باعث شادي و برداشت مفيد و مؤثر گردد، تعريف مي کند. واستون۹: رفتارهاي عادي را که از سوي افراد عادي سر مي زند را نشانه اي از سلامت رواني مي داند. کينز برگ۱۰ ‌: سلامت روان را تسلط و مهارت در ارتباط صحيح با محيط به ويژه در سه فضاي مهم زندگي، عشق، کار و تفريح مي داند. به نظر وي استعداد يافتن در ادامه کار، داشتن محيط خانوادگي خردسند، فرار از مسائلي که با قانون درگيري دارد، لذت بردن از زندگي و استفاده درست از فرصتها ملاک تعادل و سلامت روان است (ميلاني فر،۱۳۷۰) سازمان بهداشت جهاني سلامت روان چنين تعريف مي کند ” سلامت رواني در درون مفهوم کلي بهداشت جاي مي‌گيرد و سلامت رواني يعني توانايي کامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي رواني و جسمي بهداشت تنها نبود بيماري يا عقب ماندگي نيست (حمزه گنجي، ????)
۲-۳- كليد سلامت روان
سلامت رواني به نحوه تفکر، احساس و عمل اشخاص بستگي دارد. به طور کلي افرادي که از سلامت رواني برخوردار هستند، نسبت به زندگي نگرش مثبت دارند. آماده برخورد با مشکلات زندگي هستند. در مورد خود و ديگران احساس خوبي دارند. در محيط کار و روابطشان مسئوليت پذير مي باشند. زيرا وقتي از سلامت رواني برخوردار باشيم انتظار بهترين چيزها را در زندگي داريم و آماده برخورد با هر حادثه اي هستيم. ممکـن اسـت اين سئوال در ذهن شما متبادر شود که چرا بايد در مورد سلامت رواني بدانيم؟ بدون تأمل مي توان گفت ما با آموختن ويژگي هاي سلامـت رواني بهتر مي توانيم به روح و روان متعادل و شاد دست يابيم. سلامت رواني در بسياري از موارد مانند سلامت جسمي است و بايد به آن توجه کافي داشت. بسياري از مردم برخي اوقات احساس افسردگي مي کنـند همـان طـور که بسيـاري از آن ها دچار سرماخوردگي مي شوند. از همين رو، نمي توان از همه ناراحتي هاي روحي جلوگيري کرد، همان طور که از بروز همه بيماري هاي جسمي نيز نمي توان ايمن بود. سلامت رواني و جسمي هر دو براي خوشبختي انسان ضروري اند. رسيدن به سلامت رواني به هيچ وجه تصادفي نيست، نيل به اين هدف با صرف زمان و زحمت محقق مي شود. همچنين نبايد فراموش کرد که اعتماد به نفس، کليد سلامت رواني است. وقتي که اعتماد به نفس بالا باشد از زندگي رضايت داريد، هدف هاي زندگي را مشخص مي کنيد و به آنها مي‌رسيد، براي حل مشکلات به خود اتکا مي کنيد، روابط سالم و قوي ايجاد مي نمائيد، ناملايمات و پستي و بلندي هاي زندگي را مي پذيريد. بر عکس هنگامي که اعتماد به نفس پايين باشد احساس مي کنيد زندگي از کنترل شما خارج شده است و استرس برايتان طااقت فرساست.درانتظارشکست هستيدونهايتاً شکست مي خوريد و از مشکلات زندگي فرار مي نمائيد. براي رسيدن به تعادل روحي مي توانيد” اعتمادبه نفس ” خود را بسازيد. راه صد ساله را در يک شب نمي توان پيمود ولي شما با پشتکار مي توانيد به نتيجه برسيد. براي اين منظور تمايل به پيشرفت داشته باشيد
۲-۴- علايم سلامت روان
طبق تحقيقات انجام شده، عامل پيدايش بسياري ازنا سازگاري ها و نابهنجاري هاي رواني ناشي از تضادهاي ارزشي و عدم استقرار يك نظام ارزشي سازمان يافته در فرد ذكر شده است و يكي از شرايط لازم : جهت دست يابي به سلامت روان، برخورداري از يك نظام ارزش منسجم مي باشد اسلام ويژگي هاي شخصيت نابهنجار و بيمار و به تعبير اسلامي “في قلوبهم مرض را در بعد عقيدتي، عاطفي، عقلاني، شناختي و خصوصيات بدني بيان كرده است دراين جابه تعريف سلامت رواني و به۷ ملاک داشتن رواني سالم از نظر ونتيز اشاره مي کنيم در آستانه قرن بيست و يكم، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده ي عصر حاضر، بيش از هر زمان ديگري خود را درگير سؤال هايي اساسي مي يابد. مي توان بر اين نكته تأكيد كرد كه ارزش‌ها، اساس و بنيان يكپارچگي شخصيت سالمند. در حقيقت، ارزش ها، سازمان دهنده هاي اصلي اعمال و فتارهاي شخصيت رشد يافته به شمار مي روند و سلامت روان، بي ترديد، محصول چنين شخصيتي است. با توجه به روابط موجود بين ارزش ها و سلامت روان، معيارهاي سلامت و بيماري رواني از ديدگاه اسلام مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. اما پيش از اين، تعريفي از سلامت رواني ضروري به نظر مي‌رسد.
۲- ۵- تعريف “سلامت روان
تاكنون تعاريف متعددي از “سلامت روان” ارائه شده كه همگي بر اهميت تماميت و يكپارچگي شخصيت تاكيد ورزيده اند. گلدشتاين۱۱، سلامت رواني را تعادل بين اعضا و محيط در رسيدن به خود شكوفايي مي‌داند چاهن۱۲ (۱۹۹۱ (نيز سلامت رواني را وضعيتي از بلوغ روان شناختي تعبير مي كند كه عبارت است از حداكثر اثربخشي و رضايت به دست آمده از تقابل فردي و اجتماعي كه شامل احساسات و بازخوردهاي نسبت به خود و ديگران مي شود. در سال هاي اخير، انجمن كانادايي بهداشت رواني، “سلامت رواني” را در سه بخش تعريف كرده است بخش اول بازخوردهاي مربوط به “خود” شامل الف. تسلط بر هيجان هاي خود؛ ب. آگاهي از ضعف هاي خود – ج. رضايت از خوشي هاي خود بخش دوم: بازخوردهاي مربوط به ديگران علاقه به دوستي هاي طولاني و صميمي؛ ب. احساس تعلق به يك گروه؛ ج. احساس مسئوليت در مقابل محيط انساني بخش سوم: بازخوردهاي مربوط به زندگي شامل الف. پذيرش مسئوليت‌ها؛ ب. ذوق توسعه امكانات و علايق خود؛ ج. توانايي اخذ تصميم هاي شخصي؛ ذوق خوب كار كرد چاهن به ذكر پنج الگوي رفتاري در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزيده است: حس مسئوليت پذيري: كسي كه داراي سلامت روان است، نسبت به نيازهاي ديگران حساس بوده و در جهت ارضاي خواسته ها و ايجاد آسايش آنان مي كوشد. حس اعتماد به خود: كسي كه واجد سلامت رواني است، به خود و توانايي‌هايش اعتماد دارد و مشكلات را پديده اي مقطعي مي انگارد كه حل شدني است. از اين رو موانع، خدشه‌اي به روحيه او وارد نمي‌سازد هدف مداري: به فردي اشاره دارد كه واجد مفهوم روشني از آرمان هاي زندگي است و از اين رو، تمامي نيرو وخلاقيتش را در جهت دست يابي به اين اهداف هدايت مي كند
ارزش هاي شخصي: چنين فردي در زندگي خود، از فلسفه اي خاص مبتني بر اعتقادات، باورها و اهدافي برخوردار است كه به سعادت و شادكامي خود يا اطرافيانش مي انجامد و خواهان افزايش مشاركت اجتماعي است.
فرديت و يگانگي: كسي كه داراي سلامت روان است، خود را جدا و متمايز از ديگران مي شناسد و مي‌كوشد بازخوردها و الگوهاي رفتاري خود را توسعه دهد، به گونه اي كه نه همنوايي كور و ناهشيارانه با خواسته ها و تمايلات ديگران دارد و نه توسط ديگران مطرود و متروك مي شود
۲ -۶- ملاك هاي سلامت روان
ونتيز۱۳ (۱۹۹۱ )سلامت روان را وابسته به هفت ملاك مي داند كه عبارتند از:
۱- رفتار اجتماعي مناسب؛ -رهايي از نگراني و گناه؛ – فقدان بيماري رواني – كفايت فردي و خودمهارگري؛ – خويشتن پذيري و خودشكوفايي؛ – توحيديافتگي و سازماندهي شخصيت؛ -گشاده نگري و انعطاف پذيري.


پاسخ دهید